برچسب: آخرین زنک

1 مطلب

آخرین زنگ به قلم ساسان اشکش

  صبح‌ها با صدا آغاز می‌شد. نه صدای پرنده، نه صدای باد. صدایی بود که از دل چوب می‌آمد؛ زنگی آرام، مثل کسی که در را نمی‌زند، فقط پشت آن ایستاده. پیرمرد چشم باز می‌کرد. دستش را به‌سوی ساعت می‌برد....