دسته بندی: فرهنگی

147 مطلب

مسجدسلیمان؛ شهری با پنج لایه هویت

دیدبان پرس: مجتبی حاجتی؛ مسجدسلیمان را نمی‌توان با یک تعریف ساده شناخت. این شهر نه فقط یک نقطه جغرافیایی در شمال خوزستان است، بلکه مجموعه‌ای از لایه‌های تاریخی، فرهنگی و صنعتی است که در هم تنیده‌اند و هویتی یگانه ساخته‌اند....

کلگه زرین؛ میراثی ملی که نیازمند شفافیت، نظارت مستمر و صیانت همگانی است

دیدبان پرس: محسن زمان پور؛ اگر آن‌گونه که کارشناسان اعلام کرده‌اند، این محوطه بتواند ابعاد تازه‌ای از تمدن الیمایی را آشکار سازد، ارزش آن تنها متعلق به مسجدسلیمان یا خوزستان نخواهد بود، بلکه بخشی از هویت تاریخی و سرمایه ملی...

ناصر تقوایی، کارگردان صاحب‌سبک و خالق «دایی‌جان ناپلئون» درگذشت

دیدبان پرس//ناصر تقوایی، از پیشگامان موج نوی سینمای ایران و یکی از مؤلف‌ترین فیلم‌سازان تاریخ کشور، چشم از جهان فروبست. او با آثار محدود اما تأثیرگذار خود، نقشی ماندگار در شکل‌گیری زبان تازه‌ای در روایت سینمایی ایران ایفا کرد. تقوایی...

مدیرکل ارشاد اسلامی در مسیر روایت‌گری فرهنگی؛ از وداع با پیمان نجف‌پور تا عیادت هنرمندان پیشکسوت مسجدسلیمان

دیدبان پرس//حسین براتی، مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان خوزستان، با حضور در مراسم خاکسپاری خبرنگار فقید و پرتلاش خوزستانی، زنده‌یاد پیمان نجف‌پور، ضمن ادای احترام به مقام این فعال رسانه‌ای، بار دیگر بر اهمیت نقش خبرنگاران در ثبت و...

سینمای مسجدسلیمان؛ از قاب‌های نفتی تا رؤیاهای فراموش‌شده

ساسان اشکش ؛دیدبان پرس//با ورود انگلیسی‌ها، فوران نخستین چاه نفت خاورمیانه و آغاز بهره‌برداری از آن، مسجدسلیمان به‌سرعت دستخوش تغییرات فرهنگی و اجتماعی شد. سینما، همانند بسیاری از مظاهر مدرن، در سایه‌ی حضور استعمارگران و نیاز به سرگرمی‌های جمعی، در...

از سووشون تا سکوت, روایت توهین به اصالت در تولیدات فرهنگی

دیده‌بان پرس//در سرزمینی که تنوع قومی، نه تهدید، بلکه گنجینه‌ی هویت ملی‌ست، رسانه‌ها باید آینه‌ی احترام، شناخت و روایت‌گری مسئولانه باشند. اما گاه این آینه، به‌جای بازتاب حقیقت، تصویری تحریف‌شده و تقلیل‌یافته ارائه می‌دهد. قوم لر، با پیشینه‌ای سرشار از...

آخرین زنگ به قلم ساسان اشکش

  صبح‌ها با صدا آغاز می‌شد. نه صدای پرنده، نه صدای باد. صدایی بود که از دل چوب می‌آمد؛ زنگی آرام، مثل کسی که در را نمی‌زند، فقط پشت آن ایستاده. پیرمرد چشم باز می‌کرد. دستش را به‌سوی ساعت می‌برد....