تاریخ : یکشنبه, ۶ فروردین , ۱۴۰۲ 5 رمضان 1444 Sunday, 26 March , 2023

آخرین اخبار

رعایت حجاب با زور، واکنش منفی به همراه دارد/ امام گفتند زندگی مردم را دست کارمند ندهید ایران دست‌کم استفاده از پهپادهایش توسط روسیه علیه اوکراین را محکوم کند کمک ۱۵ میلیارد ریالی رهبر انقلاب به جشن گلریزان ستاد دیه رایزنی ضد ایرانی نتانیاهو با وزیر کشور انگلیس مروری بر مهم ترین تحولات دیپلماتیک سال ۱۴۰۱/ از صلح تاریخی با عربستان تا وخامت روابط با باکو/ برجام در سال جدید می میرد؟ هندوراس روابط دیپلماتیک با تایوان را قطع کرد اقتصاد هیچ، مشکل قابل حل فیلترینگ را که می توانید حل کنید ساماندهی برگزاری تجمعات مردمی به کجا رسید؟ تحرکات جدید ارتش جمهوری آذربایجان/ اعلام خبر اشغال جاده‌های شمال گذرگاه لاچین خبرگزاری تاس: روسیه ۱۰ هواپیما با قابلیت حمل سلاح‌های هسته‌ای به بلاروس منتقل کرده است/ پوتین: در بلاروس سلاح هسته‌ای مستقر می‌کنیم جهانگیرى: ممکن است رئیسی در انتخابات ١۴٠۴ رد شود سناتور آمریکایی: نظامیان ما را از سوریه خارج کنید/ حمله جدید به پایگاه اشغالگران در میدان العمر حمله به پایگاه‌هایی که با درخواست دولت سوریه ایجاد شده با پاسخ متقابل روبه‌رو خواهد شد آیت‌الله رئیسی: سال ۱۴۰۲ سال تداوم تلاش مضاعف و شبانه‌روزی دولت برای خدمتگزاری است ارمنستان: نیروهای جمهوری آذربایجان وارد قره‌باغ کوهستانی شدند تبعات حملات متقابل در سوریه بر رابطه متشنج ایران و آمریکا سفر هیات ایرانی به منامه / مذاکرات برای از سرگیری روابط آغاز می‌شود توصیه عطاالله مهاجرانی به دولت درباره مواضع سیاسی سلبریتی ها/ بی اعتمادی ابرچالش بقای نظام است احتمال بازگشت اعدام با تیرباران در آمریکا نگرانی ترامپ از اتحاد ایران، چین، روسیه و عربستان سعودی

9
به قلم شیروان نصراله پور

پرچم

  • زمان تقریبی مطالعه این خبر : 2 دقیقه
  • کد خبر : 6984
  • 01 اردیبهشت 1400 - 9:13
پرچم

دیدبان مسجدسلیمان : من سرم را پایین نگه داشته بودم . پشت خاکریزی به اندازه ی درازکش شدن .  رگبار تیر درست از بالای سرمان رد می شد . مراد نیم خیز شده بود ، تا به سمت مسعود برود . همین چند ساعت پیش دو برادر کنار هم قهقه می زدند و می‌خندیدند. نفس […]

دیدبان مسجدسلیمان : من سرم را پایین نگه داشته بودم . پشت خاکریزی به اندازه ی درازکش شدن . 

رگبار تیر درست از بالای سرمان رد می شد .
مراد نیم خیز شده بود ، تا به سمت مسعود برود . همین چند ساعت پیش دو برادر کنار هم قهقه می زدند و می‌خندیدند.
نفس در سینه ها حبس بود .
مراد گروه را رهبری میکرد . ما خط شکن بودیم . پرچم را مسعود با اصرار از برادرش گرفته بود .
هم او بود که باید می‌دوید و در کمینی جلوتر ازما و در پیشانی دشمن پرچم را می کاشت .
مراد بلند شد .فریاد های من که حالا زود است بعد او را می آوریم ،در او بی اثر بود و گویی نمی شنید . پیشانیش چند خط گره خورده و روی زانو به حالت نیمه خیز خود، به خاک سرد چنگ می انداخت .
دشمن پیشانی مسعود را زده بود ، اما پرچم نیمه افراشته هنوز جان داشت .
مراد مثل تیری که از چله رها شود ، در میان تیرها به سمت برادرش دوید .‌
بارها و بارها این کار را کرده بود . بچه ها به شوخی به مراد می‌گفتند تیر بند دارد و تیر بر او اثر نمیکند . و جمله ی مراد این بود که تیر بند من مسعود است .
حالا مسعود افتاده رو به آسمان و پرچمی که نیمه ایستاده بالای سرش نوحه میخواند .
من از لابه لای خاکریزی که خاکش در چشمانم فرو می رفت مراد را می‌دیدم . به مسعود و پرچم رسیده بود .
شلیک منوّر زمین را روشن کرد و من دیدم که پرچم در دستان مراد به آسمان بلند شد . کاملا در تیر رس با پیشانی که دیگر گره ای در آن نبود . رو به من ، پشت به تیراندازهای دشمن .

برای پاسداران راستین وطن

نوشته ؛ شیروان نصراله پور
عضو انجمن نویسندگان مسجدسلیمان جان

لینک کوتاه : https://didbanpress.ir/?p=6984
  • نویسنده : شیروان نصراله پور
  • منبع : دیدبان مسجدسلیمان
  • بدون دیدگاه

نظر دهید:

قوانین ارسال نظرات
  • نظراتی که در آنها از الفاظ زشت و رکیک استفاده شده باشد تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که به صورت اسپم و تکراری فرستاده شوند تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که جنبه تبلیغاتی و معرفی محتوای شخصی باشند و یا ربطی به موضوع پست مربوطه نداشته باشند حذف خواهند شد.
  • برای انتقادات ، درخواست ها و پیشنهادات خود از طریق فرم تماس با ما که مستقیم با پست الکترونیک سایت در ارتباط هست اقدام کنید.
  • نظرات ممکن است بدون پاسخ تایید شوند که در اینصورت باید منتظر پاسخ از سوی دیگر کاربران باشید.
  • نظرات فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • جهت ارسال نظرات ، حتما آدرس ایمیل خود را به صورت صحیح و بدون www وارد کنید.