• امروز : جمعه, ۲ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 24 July - 2026

آخرین اخبار

جاده مسجدسلیمان ـ اهواز؛ مطالبه‌ای که دیگر نباید پشت وعده‌ها بماند کلگه زرین؛ میراثی ملی که نیازمند شفافیت، نظارت مستمر و صیانت همگانی است فریدون رفیعی منجزی از ریاست جبهه اصلاحات کناره‌گیری کرد توزیع کیسه‌های پارچه‌ای نان و کیسه زباله خودرو همزمان با روز جهانی «نه به پلاستیک» کلگه روی لبه بحران؛ فرونشست جاده و فاضلاب، صدای اعتراض مردم را بلند کرد از بدرقه تا بازتعریف ثبات، وقتی یک آیین به پیام سیاسی تبدیل می‌شود بازگشت اورژانس هوایی مسجدسلیمان پس از ۱۱۸ روز توقف شکاف میان توان بالقوه و عملکرد؛ روایت افول یک سرمایه اجتماعی نکاتی در نشست جبهه اصلاحات خوزستان و استاندار محترم استان چگونه ترامپ با استفاده از رسانه، قدرت و سود کسب می کند؟ نسخه جدید کتاب‌های درسی ابتدایی در راه است درخشش نماینده مسجدسلیمان در مسابقات شطرنج قهرمانی رده‌های سنی کشور عضو شورای مرکزی اعتماد ملی خوزستان: بی‌توجهی به نخبگان و توسعه استان را در چرخه فرسایش مدیریتی و عقب ماندگی نگه داشته است گرمای خوزستان هم مانع ورزش همگانی نشد شرایط جنگی بهانه‌ای برای کم‌کاری نیست؛ مردم خوزستان نتیجه ضعف مدیریت استاندار را می‌بینند پیام تسلیت جبهه اصلاحات خوزستان در پی درگذشت ابراهیم عچرش جایگاه معلم در سایه جنگ و تورم میان شکوه رسالت و فرسایش معیشت پیام شهردار مسجدسلیمان به مناسبت هفته کارگر منتشر شد فروپاشی آتش‌بس و عواقب آن برای اروپا اقتدار ملی؛ از میدان تا میز مذاکره تقدیر ویژه از تلاشگران عرصه پاکیزگی؛ تجلیل از پاکبانان فداکار مسجدسلیمان در دوران جنگ، رمضان و ایام نوروز

4

عموی کیان پیرفلک: پدر کیان فکر می‌کند او هنوز زنده است+ عکس

  • کد خبر : 12946
  • 17 دسامبر 2022 - 16:04

عموی کیان پیرفلک با اشاره به خبری پدرش از درگذشت کیان نوشت: کیان عزیزم امروز ۳۲روز از پرپرکردن تو و بی‌خبربودن بابامیثم از این مصیبت می‌گذرد. الان پیش پدرت هستم روی تخت افتاده است. بدن ورزیده و تنومندش اکنون بسیار نحیف و پژمرده شده اما همچنان برای در آغوش‌گرفتنت لحظه‌شماری می‌کند.

عموی کیان پیرفلک در یک پست اینستاگرامی با اشاره به اینکه ۳۲ روز از فوت او می‌گذرد از وضعیت پدر کیان پیرفلک و بی‌خبری او از این حادثه نوشت.

مهرداد، عموی کیان پیرفلک در پیج اینستاگرام خود نوشت: کیان عزیزم امروز ۳۲روز از پرپرکردن تو و بی‌خبربودن بابامیثم از این مصیبت می‌گذرد. الان پیش پدرت هستم روی تخت افتاده است. بدن ورزیده و تنومندش اکنون بسیار نحیف و پژمرده شده اما همچنان برای در آغوش‌گرفتنت لحظه‌شماری می‌کند و باانگیزه و امید سعی می‌کند با جراحت‌هایش کنار بیاید و آنهارا به امید بازگشت به اغوش خانواده و تماشایت تحمل کند. حتی به من گفت اگر من مجروح شدم و توانایی حرکتی‌ام مشکل پیدا کرده، بازم شاکر هستم در عوض خدا را شکر می‌کنم که بچه‌هایم سالم هستند. اگر کیان گلوله می‌خورد من چکار می‌کردم؟ می‌بینی پدرت به عشق دیدار تو بیش از ۱۳بار بیهوشی و عمل را تحمل کرده و همچنان لبخند می‌زند. من چگونه می‌توانم به میثم بگویم سنگ‌دلان جاهل قلب مهربان و پراز امیدت را با سرب داغ سوزاندند؟! 

اکنون تن مجروح و پاره‌پاره شده پدر با پاهای بی‌جان چگونه یارای تحمل شنیدن این مصیبت را خواهد داشت؟!

از طرف دیگر اگر از او پنهانش کنم و زمان سپری شود روبه‌روشدنش را با سنگ سرد مزارت چگونه توجیه کنم؟! اکنون این پارادوکس و تعارض عظیم چگونه قابل حل است؟

متن عموی کیان پیرفلک

پدر کیان پیرفلک

کیان پیرفلک

لینک کوتاه : https://didbanpress.ir/?p=12946

نظر دهید:

قوانین ارسال نظرات
  • نظراتی که در آنها از الفاظ زشت و رکیک استفاده شده باشد تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که به صورت اسپم و تکراری فرستاده شوند تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که جنبه تبلیغاتی و معرفی محتوای شخصی باشند و یا ربطی به موضوع پست مربوطه نداشته باشند حذف خواهند شد.
  • برای انتقادات ، درخواست ها و پیشنهادات خود از طریق فرم تماس با ما که مستقیم با پست الکترونیک سایت در ارتباط هست اقدام کنید.
  • نظرات ممکن است بدون پاسخ تایید شوند که در اینصورت باید منتظر پاسخ از سوی دیگر کاربران باشید.
  • نظرات فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • جهت ارسال نظرات ، حتما آدرس ایمیل خود را به صورت صحیح و بدون www وارد کنید.