• امروز : پنجشنبه, ۱ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Thursday - 23 July - 2026

آخرین اخبار

جاده مسجدسلیمان ـ اهواز؛ مطالبه‌ای که دیگر نباید پشت وعده‌ها بماند کلگه زرین؛ میراثی ملی که نیازمند شفافیت، نظارت مستمر و صیانت همگانی است فریدون رفیعی منجزی از ریاست جبهه اصلاحات کناره‌گیری کرد توزیع کیسه‌های پارچه‌ای نان و کیسه زباله خودرو همزمان با روز جهانی «نه به پلاستیک» کلگه روی لبه بحران؛ فرونشست جاده و فاضلاب، صدای اعتراض مردم را بلند کرد از بدرقه تا بازتعریف ثبات، وقتی یک آیین به پیام سیاسی تبدیل می‌شود بازگشت اورژانس هوایی مسجدسلیمان پس از ۱۱۸ روز توقف شکاف میان توان بالقوه و عملکرد؛ روایت افول یک سرمایه اجتماعی نکاتی در نشست جبهه اصلاحات خوزستان و استاندار محترم استان چگونه ترامپ با استفاده از رسانه، قدرت و سود کسب می کند؟ نسخه جدید کتاب‌های درسی ابتدایی در راه است درخشش نماینده مسجدسلیمان در مسابقات شطرنج قهرمانی رده‌های سنی کشور عضو شورای مرکزی اعتماد ملی خوزستان: بی‌توجهی به نخبگان و توسعه استان را در چرخه فرسایش مدیریتی و عقب ماندگی نگه داشته است گرمای خوزستان هم مانع ورزش همگانی نشد شرایط جنگی بهانه‌ای برای کم‌کاری نیست؛ مردم خوزستان نتیجه ضعف مدیریت استاندار را می‌بینند پیام تسلیت جبهه اصلاحات خوزستان در پی درگذشت ابراهیم عچرش جایگاه معلم در سایه جنگ و تورم میان شکوه رسالت و فرسایش معیشت پیام شهردار مسجدسلیمان به مناسبت هفته کارگر منتشر شد فروپاشی آتش‌بس و عواقب آن برای اروپا اقتدار ملی؛ از میدان تا میز مذاکره تقدیر ویژه از تلاشگران عرصه پاکیزگی؛ تجلیل از پاکبانان فداکار مسجدسلیمان در دوران جنگ، رمضان و ایام نوروز

0

سینمای ایران؛قربانی ساختارهای معیوب و نگاه تجاری

  • کد خبر : 18879
  • 10 آگوست 2024 - 21:16
سینمای ایران؛قربانی ساختارهای معیوب و نگاه تجاری

ساسان اشکش //سینمای ایران روزگاری مایه‌ی مباهات ملی بود؛ با آثاری که در جشنواره‌های معتبر جهانی می‌درخشیدند و نام‌هایی چون کیارستمی، بیضایی و مهرجویی را به جهان معرفی می‌کردند. اما امروز، این سینما دیگر آن شور، اصالت و اعتبار گذشته را ندارد. اگر بخواهیم مهم‌ترین آسیب آن را برشماریم، باید گفت گرفتار «ابتذال ساختاری» شده […]

ساسان اشکش //سینمای ایران روزگاری مایه‌ی مباهات ملی بود؛ با آثاری که در جشنواره‌های معتبر جهانی می‌درخشیدند و نام‌هایی چون کیارستمی، بیضایی و مهرجویی را به جهان معرفی می‌کردند. اما امروز، این سینما دیگر آن شور، اصالت و اعتبار گذشته را ندارد. اگر بخواهیم مهم‌ترین آسیب آن را برشماریم، باید گفت گرفتار «ابتذال ساختاری» شده است؛ ضعفی فراگیر که در تمامی ارکان آن مشهود است: از محتوا و فرم گرفته تا سیاست‌گذاری، تولید و حتی شناخت مخاطب.

در سال‌های اخیر، بخش عمده‌ای از تولیدات سینمایی به کمدی‌های سطحی و تکراری محدود شده‌اند؛ آثاری که شوخی‌هایشان بیشتر به پست‌های فضای مجازی شباهت دارد تا دیالوگ‌های سینمایی. این فیلم‌ها نه حرفی برای گفتن دارند، نه عمقی، نه حتی سرگرمی سالمی ارائه می‌دهند. هدف صرفاً فروش است، ولو به قیمت تنزل سلیقه‌ی مخاطب. گویی سینما به رقابتی برای جلب توجه و کسب لایک بدل شده، نه عرصه‌ای برای خلق هنر و اندیشه. در این میان، «لودی» به‌عنوان نشانه‌ای از فروکاستن روایت به سطحی‌ترین شکل ممکن، به مؤلفه‌ی غالب بسیاری از آثار بدل شده است؛ جایی که نه طنز، بلکه تمسخر و بی‌مایگی بر پرده نقش می‌بندد.

از سوی دیگر، تنوع ژانری تقریباً از میان رفته است. اغلب آثار یا در قالب اجتماعی تولید می‌شوند یا در چارچوب کمدی. ژانرهایی چون علمی‌تخیلی، ترسناک، تاریخی یا روان‌شناختی یا اساساً تولید نمی‌شوند یا در مراحل مختلف ساخت و اکران حذف می‌گردند. این فقدان تنوع، مانع از ارائه تجربه‌های نو و متفاوت به مخاطب شده و در نتیجه، فضای سینما را تکراری و کسالت‌بار کرده است.

یکی دیگر از چالش‌های جدی، سانسور و فشارهای سیاسی است. فیلم‌سازان امکان پرداختن آزادانه به مسائل واقعی جامعه را ندارند. بسیاری از آثار جسورانه یا مجوز تولید نمی‌گیرند یا در مراحل داوری و نمایش کنار گذاشته می‌شوند. این محدودیت‌ها خلاقیت را سرکوب می‌کند و سینما را از واقعیت‌های اجتماعی دور می‌سازد؛ تا آنجا که به تولید آثار محافظه‌کارانه و بی‌روح بسنده می‌شود.

در کنار این مسائل، ورود سرمایه‌گذاران غیرمتخصص و نگاه صرفاً تجاری به سینما، موجب شده است که هنر قربانی سودآوری شود. فیلم‌سازان برای تأمین بودجه، ناگزیرند با بازار مصالحه کنند و از آرمان‌های هنری خود فاصله بگیرند. حاصل این روند، تولید آثاری است که صرفاً برای فروش ساخته می‌شوند، نه برای ماندگاری یا تأثیرگذاری فرهنگی.

و شاید تلخ‌ترین بخش این ماجرا، کاهش تعامل حرفه‌ای سینمای ایران با جهان باشد. زمانی آثار ایرانی در جشنواره‌های معتبر جهانی حضور پررنگ داشتند و تحسین منتقدان را برمی‌انگیختند. اما امروز، اعتبار بین‌المللی‌مان کاهش یافته و نام ایران کمتر در فهرست‌های جهانی دیده می‌شود.

برای عبور از این وضعیت، باید به جوهره‌ی سینما بازگشت: روایت‌های انسانی، جسارت در بیان، حمایت از فیلم‌سازان مستقل و ایجاد فضای آزاد برای خلاقیت. باید به آثاری مجال دیده‌شدن داد که حرفی برای گفتن دارند، نه صرفاً فرمولی برای فروش. سینما باید بار دیگر آینه‌ی جامعه باشد، نه سرگرمی لحظه‌ای. باید بتواند بپرسد، به چالش بکشد و روایت کند؛ نه اینکه صرفاً بخنداند و فراموش شود.

لینک کوتاه : https://didbanpress.ir/?p=18879

نظر دهید:

قوانین ارسال نظرات
  • نظراتی که در آنها از الفاظ زشت و رکیک استفاده شده باشد تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که به صورت اسپم و تکراری فرستاده شوند تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که جنبه تبلیغاتی و معرفی محتوای شخصی باشند و یا ربطی به موضوع پست مربوطه نداشته باشند حذف خواهند شد.
  • برای انتقادات ، درخواست ها و پیشنهادات خود از طریق فرم تماس با ما که مستقیم با پست الکترونیک سایت در ارتباط هست اقدام کنید.
  • نظرات ممکن است بدون پاسخ تایید شوند که در اینصورت باید منتظر پاسخ از سوی دیگر کاربران باشید.
  • نظرات فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • جهت ارسال نظرات ، حتما آدرس ایمیل خود را به صورت صحیح و بدون www وارد کنید.