• امروز : دوشنبه, ۱۶ شهریور , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 7 September - 2026

آخرین اخبار

جاده مسجدسلیمان ـ اهواز؛ مطالبه‌ای که دیگر نباید پشت وعده‌ها بماند کلگه زرین؛ میراثی ملی که نیازمند شفافیت، نظارت مستمر و صیانت همگانی است فریدون رفیعی منجزی از ریاست جبهه اصلاحات کناره‌گیری کرد وقتی سیاست تعامل با رسانه در خوزستان به شکایت از خبرنگار می‌رسد موفقیت تفاهم مشروط به اجماع ملی همه نخبگان و اجزای مختلف ساختار سیاسی حاکمیت است، نه فقط یک جریان از «امید به تغییر» تا «فاصله از حامیان دولت»؛ استانداری موالی‌زاده به کجا می‌رود؟ افتتاح پارک بانوان؛ بدون حضور حتی یک بانو! استاندار خوزستان به‌جای اتکا به نیروهای دولت، زیر فشار نمایندگان تصمیم می‌گیرد / هفته دولت را باید به مجمع نمایندگان تبریک گفت ضرورت رسیدگی فوری به وضعیت پارک هشت‌بنگله شهرک سیمرغ؛ از خطر آتش‌سوزی تا لزوم حضور نگهبان رسانه فعال کیست؟ معمایی که متولیان فرهنگ و ارشاد مسجدسلیمان باید پاسخ دهند برگزاری نشست دفاع شخصی کلانشهر اهواز با حضور جمعی از چهره‌های ورزشی، اجتماعی و مسئولان استان خوزستان دوازدهمین دوره مسابقات شطرنج سریع ریتد شهرستان مسجدسلیمان برگزار شد تجلیل از مقام شهدای رسانه در مسجدسلیمان زنگ خطر در کلگه به صدا درآمد؛ جاده نشست، فاضلاب فوران کرد، مسئولان کجای ماجرا هستند؟ سرمربی نفت مسجدسلیمان: در جلسه هفته آینده درباره ادامه همکاری تصمیم می‌گیریم بازتاب جهانی پیشرفت مذاکرات ایران و عمان درباره امنیت تنگه هرمز خبرنگاری؛ تلاقی رسالت انسانی و نیازهای یک شغل واقعی رییس شورای شهرستان مسجدسلیمان: از میدان مقاومت تا نمره یک، ویترین شهر است و نیاز به رسیدگی ویژه دارد استخدام نیروهای غیر رسمی ادعای نیویورک‌پست: حمله ایران در اردن «ابر قارچی» ایجاد کرد توزیع کیسه‌های پارچه‌ای نان و کیسه زباله خودرو همزمان با روز جهانی «نه به پلاستیک»

4
به قلم محسن زمان پور، دبیر حزب کارگزاران سازندگی شهرستان مسجدسلیمان

در حاشیه قدرت، در متن ماجرا

  • کد خبر : 18318
  • ۰۱ مرداد ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۳
در حاشیه قدرت، در متن ماجرا
در کوچه‌پس‌کوچه‌های سیاست ایران، احزاب همیشه بوده‌اند، اما نه همیشه «مرئی». شبیه آدم‌هایی که صدایشان شنیده می‌شود، اما چهره‌شان در تاریکی گم است

دیدبان پرس: محسن زمان پور؛ در کوچه‌پس‌کوچه‌های سیاست ایران، احزاب همیشه بوده‌اند، اما نه همیشه «مرئی». شبیه آدم‌هایی که صدایشان شنیده می‌شود، اما چهره‌شان در تاریکی گم است. آن‌ها گاهی شانه به شانه قدرت حرکت کرده‌اند، گاه در سایه مانده‌اند، و گاه حتی از قطار سیاست پیاده‌شان کرده‌اند. اما داستان احزاب در ایران، فقط داستان «قدرت» نیست؛ بلکه روایت پیچیده‌ای است از آرمان، حذف، بقا و بازتعریف.

سال‌ها پیش، در روزگاری که هنوز فضای سیاسی ایران رنگ رقابت به خود نگرفته بود، شکل‌گیری حزب بیشتر شبیه یک تعارف بود تا واقعیت. نهادهایی تشکیل می‌شدند با عنوان «حزب»، اما بیشتر کارکردشان توزیع قدرت بین نزدیکان نظام بود. تنها پس از انقلاب مشروطه بود که واژه «حزب» برای اولین‌بار معنایی واقعی یافت؛ آن‌هم نه با ثبات، بلکه با فراز و نشیب‌هایی گاه خونین.

پادزهر استبداد یا ابزار مشروعیت؟

در بسیاری از جوامع، حزب سیاسی ستون فقرات دموکراسی است. نهادی که هم مطالبات مردم را صورت‌بندی می‌کند، و هم مسئولیت تصمیم‌گیری را می‌پذیرد. اما در ایران، این تعریف همیشه به حاشیه رفته است. احزاب یا زود حذف شده‌اند، یا درگیر بوروکراسی‌های عقیم، یا به ابزارهای مشروعیت‌بخشی در انتخابات تبدیل شده‌اند. حزب مشارکت، کارگزاران، موتلفه، اعتماد ملی، ندای ایرانیان، و صدها تشکل دیگر، همه در همین مسیر آمدند و رفتند، گاهی پرصدا، گاهی بی‌صدا.

نکته آنجاست که در فضای سیاسی ایران، «حزب» اغلب با نوعی بدبینی تاریخی مواجه است. گویی حزب یعنی اختلاف، یعنی تجزیه، یعنی تهدید به وحدت ملی. همین نگاه باعث شده نه فقط در سطح حاکمیتی، بلکه حتی در سطح مردم نیز حزب به‌عنوان یک نهاد قابل اتکا شناخته نشود. چه بسا بسیاری از رأی‌دهندگان در ایران، هیچ‌گاه عضوی از هیچ حزبی نبوده‌اند، و حتی اسامی احزاب فعال را هم نمی‌شناسند.

بازی در زمینی که قوانینش ناپایدار است!

اگر حزبی بخواهد در ایران فعالیت کند، باید چند مسیر متقاطع را هم‌زمان طی کند: باید هم در چارچوب‌های قانونی بماند، هم مطالبات مردم را ببیند، و هم مراقب باشد خطوط قرمز نانوشته را رد نکند. این سه‌ضلعی پیچیده، باعث شده بیشتر احزاب ایرانی نه‌تنها برنامه‌محور نباشند، بلکه در لحظه تصمیم بگیرند، واکنشی رفتار کنند، و گاه فقط در ایام انتخابات از خواب بیدار شوند.

در چنین بستری، شفافیت از بین می‌رود. پاسخگویی رنگ می‌بازد. و آنچه باقی می‌ماند، نام‌هایی‌ست که گاه بیش از آنکه یک نهاد باشند، صرفاً مجموعه‌ای از افراد با سلایق مشابه‌اند.

جوانی که در حزب پیر شد

در میانه همین آشفتگی، نسل جوانی نیز بوده‌اند که وارد احزاب شده‌اند؛ با رویاهایی بزرگ، شور تحول، و امید به مشارکت مؤثر. اما بسیاری‌شان بعد از چند سال، یا دل‌زده شدند، یا بی‌اثر، یا حذف. نه به خاطر ضعف شخصی، بلکه چون ساختار حزبی در ایران، اغلب برای «ماندن» طراحی شده، نه «رشد». این، یکی از دلایل اصلی گسست میان نسل جوان و نهادهای حزبی است.

امید، راهی طولانی اما ممکن

با این‌همه، نمی‌توان نقش احزاب را انکار کرد. هرجا که فعالیت حزبی اصیل شکل گرفته—حتی محدود—نشانه‌هایی از پیشرفت هم دیده‌ایم. از گفتمان‌سازی اصلاح‌طلبان در دهه ۷۰ تا رقابت‌های نسبی در شوراهای شهر. البته نباید فراموش کرد که در نبود شفافیت، حزب می‌تواند همان‌قدر خطرناک باشد که مفید. حزبی که پاسخگو نباشد، به فساد نزدیک‌تر است تا دموکراسی.

امروز که فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به ابزار قدرتمند گفت‌وگو تبدیل شده‌اند، شاید بتوان امید داشت که احزاب نیز از این فضا برای بازتعریف خود بهره ببرند. اگر نهاد حزبی بتواند خودش را از شکل سنتی، محفلی و نخبه‌گرایانه به نهادی اجتماعی، شفاف و مشارکت‌محور بدل کند، شاید اعتماد عمومی نیز بار دیگر بازسازی شود.

پایان باز

سیاست در ایران، هیچ‌گاه پایان ندارد؛ فقط فصل‌ها عوض می‌شوند. احزاب نیز، اگرچه هنوز در حاشیه‌اند، اما ممکن است در آینده‌ای نه‌چندان دور، به متن برگردند. به شرط آنکه باور کنند: قدرت، تنها در دست گرفتن دولت نیست؛ قدرت واقعی، ساختن اعتمادی‌ست که سال‌هاست شکسته شده.

محسن زمان پور

لینک کوتاه : https://didbanpress.ir/?p=18318

نظر دهید:

قوانین ارسال نظرات
  • نظراتی که در آنها از الفاظ زشت و رکیک استفاده شده باشد تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که به صورت اسپم و تکراری فرستاده شوند تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که جنبه تبلیغاتی و معرفی محتوای شخصی باشند و یا ربطی به موضوع پست مربوطه نداشته باشند حذف خواهند شد.
  • برای انتقادات ، درخواست ها و پیشنهادات خود از طریق فرم تماس با ما که مستقیم با پست الکترونیک سایت در ارتباط هست اقدام کنید.
  • نظرات ممکن است بدون پاسخ تایید شوند که در اینصورت باید منتظر پاسخ از سوی دیگر کاربران باشید.
  • نظرات فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • جهت ارسال نظرات ، حتما آدرس ایمیل خود را به صورت صحیح و بدون www وارد کنید.