به قلم ساسان اشکش
روزنامهنگار و معین ستادهای انتخاباتی امید خوزستان دکتر پزشکیان
در روزهایی که خوزستان، این خاک رازآلود و زخمی، بیش از هر زمان به آرامش و تدبیر نیاز دارد، صدای سم اسبهایی که در میدان انتصابات میتازند، گوشها را پر کرده است. گویی استاندار خوزستان، با زین و برگ قومگرایی، بیاعتنا به بافت تاریخی و اجتماعی استان، در کارزار احکام میتازد؛ بیآنکه بداند هر گامش بر خاکی است که سالها همزیستی و احترام را در خود پرورانده.
موالیزاده، با شعار حمایت از چهرههای بومی و عنوان نخستین استاندار عربزبان خوزستان، بر مسند قدرت نشست؛ انتصابی که میتوانست نقطهی عطفی در تاریخ مدیریت محلی باشد. انتخابی که نهتنها برای قوم عرب، بلکه برای همهی اقوام خوزستانی، حامل پیامی از امید و بازگشت به اصالت بود. اما آنچه در عمل رخ داد، فاصلهای عمیق با آن آرمانها دارد.
در نگاه نخست، شاید قومگرایی در انتصابات، نوعی دلگرمی و بازشناسی هویت تلقی شود؛ اما در خوزستانی که سالها بافتی از اتحاد بختیاری و عرب را در خود حفظ کرده، چنین نگاهی نهتنها ناکارآمد، بلکه مخاطرهآمیز است. اتحاد اقوام در این استان، نه حاصل بخشنامهها، بلکه نتیجهی زیست مشترک، احترام متقابل و حافظهی تاریخی مردم است؛ حافظهای که هیچ حکومتی نتوانست آن را مخدوش کند، اما امروز از درون تهدید میشود.
تصمیمهای موالیزاده، بهجای تقویت جبههی بومیگرایی، گویی با تیشهای تیز، درخت تنومند اعتماد را نشانه گرفتهاند. نگاه قوممحور در انتصابات، اگرچه در کوتاهمدت ممکن است رضایت بخشی از جامعه را جلب کند، اما در بلندمدت شکافهایی پدید میآورد که هیچ مرهمی برایشان یافت نخواهد شد. این شکافها نهتنها اتحاد اقوام را تهدید میکنند، بلکه سرمایهی اجتماعی جریان اصلاحات را نیز به مخاطره میاندازند.
جناب استاندار، شما لباسی بر تن دارید که پیش از شما هیچ عربزبانی بر تن نکرده بود. این لباس، نه افتخار شخصی، بلکه مسئولیتی تاریخی است. شما نمایندهی تجربهای نو هستید؛ تجربهای که میتواند مسیر انتصابهای بومی را هموار کند یا برای همیشه مسدود سازد. مبادا تصمیمهای امروزتان، بهانهای شود برای مرکزنشینان تا در آینده، نام بومیان را از فهرست مدیران کنار بگذارند.
خوزستان، بیش از هر زمان، به عقلانیت، تدبیر و پرهیز از شعارزدگی نیاز دارد. این خاک، شایستهی آن است که صدای ریشههایش شنیده شود، نه فقط صدای سم اسبهایی که میتازند. اتحاد اقوام، بزرگترین سرمایهی اجتماعی این استان است؛ سرمایهای که اگر از دست برود، بازسازیاش سالها زمان خواهد برد.
از شما انتظار میرود که به مسیر اصلاح بازگردید؛ برای حفظ اعتماد مردمی، برای جلوگیری از ناامیدی نیروهای سیاسی، و برای صیانت از احترام متقابل اقوامی که سالها در کنار هم زیستهاند. این خاک، نه میدان تاختن، بلکه بستر همزیستی است. صدای ریشهها را بشنوید، پیش از آنکه دیر شود.
