دیدبان پرس ـ ساسان اشکش//رضا جباری با مجموعهای از امتیازهایی وارد مجلس شد که کمتر نمایندهای در سالهای اخیر مسجدسلیمان از آن برخوردار بوده است. او نهتنها از محبوبیت اجتماعی ناشی از فعالیتهای پزشکی و جهادی بهره میبرد، بلکه به دلیل جوانی، انرژی، و فاصلهداشتن از جریانهای ناکارآمد سیاسی گذشته، توانسته بود خود را بهعنوان چهرهای متفاوت معرفی کند. افزون بر این، ارتباط نزدیک او با بدنه نظام و دولت، ظرفیت مهمی بود که میتوانست در خدمت توسعه حوزه انتخابیه قرار گیرد. اما پرسش اصلی اینجاست که چرا این مجموعه ظرفیتها، که بالقوه میتوانستند موتور محرک پیشرفت منطقه باشند، در عمل به نتیجه نرسیدند و چرا جباری نتوانست این فرصتها را به دستاوردهای ملموس تبدیل کند.
جباری با شعار عبور از قومگرایی و بازگشت به شایستهسالاری وارد رقابت انتخاباتی شد؛ شعاری که در فضای اجتماعی مسجدسلیمان، بهویژه میان نسل جوان، بازتاب گستردهای داشت. اما فاصله میان این شعارها و عملکرد واقعی او، بهتدریج شکافی ایجاد کرد که امروز به یکی از محورهای اصلی نقد افکار عمومی تبدیل شده است. مردم انتظار داشتند نمایندهای که با چنین گفتمانی وارد مجلس شده، در عمل نیز ساختارهای فرسوده و روابط ناکارآمد گذشته را کنار بزند، اما آنچه رخ داد، بیشتر نوعی درجا زدن سیاسی بود تا حرکت به سمت تحول.
حضور جباری در هیئترئیسه مجلس نیز، که میتوانست فرصتی استثنایی برای حوزه انتخابیه باشد، نتوانست به دستاوردی قابل لمس برای مردم تبدیل شود. این جایگاه، اگرچه در سطح ملی اهمیت دارد، اما در سطح محلی زمانی معنا پیدا میکند که بتواند به حل مشکلات مزمن منطقه کمک کند؛ مشکلاتی که سالهاست مردم با آن دستوپنجه نرم میکنند. عدم بهرهگیری از این موقعیت، یکی از نقاطی است که امروز در تحلیلهای اجتماعی و سیاسی مسجدسلیمان بهطور جدی مطرح میشود.
اما شاید مهمترین عامل در کاهش سرمایه اجتماعی جباری، حلقه بستهای باشد که پیرامون او شکل گرفته است. حلقهای محدود و غیرقابل نفوذ که نهتنها ارتباط او با مردم را کمرنگ کرده، بلکه مسیر انتقال مطالبات واقعی جامعه را نیز مسدود کرده است. در شهری مانند مسجدسلیمان، که سیاست هنوز بر پایه ارتباط مستقیم، حضور میدانی و گفتوگوی چهرهبهچهره تعریف میشود، چنین فاصلهای بهسرعت به نارضایتی عمومی تبدیل میشود. حضور کم او در حوزه انتخابیه، این تصویر را تشدید کرده و او را از جایگاه یک پزشک محبوب و چهرهای مردمی، به نمایندهای پرچالش و دور از متن جامعه بدل کرده است.
جباری در آغاز مسیر، مجموعهای از تواناییها و فرصتها داشت که میتوانستند او را به یکی از اثرگذارترین نمایندگان سالهای اخیر تبدیل کنند. اما این توان بالقوه، به دلایلی که بخشی از آن به ساختارهای اطراف او و بخشی دیگر به انتخابهای شخصیاش بازمیگردد، هرگز به فعلیت نرسید. امروز پرسش اصلی مردم این نیست که او چه شعارهایی داده بود، بلکه این است که چرا با وجود این همه ظرفیت، نتوانست مسیر توسعه حوزه انتخابیه را هموار کند و چرا فاصله میان «آنچه میتوانست باشد» و «آنچه هست» تا این اندازه زیاد شده است.
با این حال، مسیر سیاسی جباری هنوز بسته نشده است. بازگشت به اعتماد عمومی، اگرچه دشوار، اما ناممکن نیست. این بازگشت تنها زمانی ممکن است که او به میدان واقعی جامعه بازگردد، حلقههای محدود را کنار بزند، به مطالبات مردم گوش دهد و از ظرفیتهایی که هنوز هم در اختیار دارد، برای عملگرایی و پاسخگویی استفاده کند. مردم مسجدسلیمان بیش از هر چیز به صداقت، شفافیت و حضور واقعی نیاز دارند؛ چیزهایی که اگر دوباره در رفتار او دیده شود، شاید بتواند بخشی از سرمایه اجتماعی از دسترفته را احیا کند.
