• امروز : پنجشنبه, ۲۳ بهمن , ۱۴۰۴
  • برابر با : Thursday - 12 February - 2026

آخرین اخبار

فریدون رفیعی منجزی از ریاست جبهه اصلاحات کناره‌گیری کرد رئیس ستاد دکتر پزشکیان مسجدسلیمان: استاندار باید به افکار عمومی احترام بگذارد و در تصمیم خود تجدیدنظر کند انتصاب سرپرست فرمانداری نیازمند بازنگری فوری است بیانیه انتقادی ستاد دکتر پزشکیان در پی انتصاب فرماندار جدید مسجدسلیمان سخنگوی جبهه اصلاحات خوزستان: اصلاحات واقعی و توجه به خواست مردم، محور حرکت ماست نایب‌قهرمانی بانوان سبک یونیون شیتوریو استان خوزستان در مسابقات استانی شوتوکان JSKA  قطر و جنگی که نمی‌خواهد درِ خانه‌اش را بزند عزت‌الله بهرامی برای حضور در انتخابات شورای شهر مسجدسلیمان نام نویسی کرد شورای شهر مسجدسلیمان: موج جوانان و بانوان در میان کاندیداها؛ نگاهی به تحولات و چشم‌انداز انتخابات با حضور شهروندان مسجدسلیمان چهل و هفتمین سالگرد شهید داریوش محمدی برگزار گردید هیئت‌رئیسه جبهه اصلاحات خوزستان انتخاب شد پزشکیان و چالش شفافیت بی‌راهکار برگزاری کارگاه آموزش و مسابقه شطرنج در زندان مسجدسلیمان روسیه، هم‌پیمان یا معامله‌گر؟ بازخوانی یک رابطه پرزخم خوزستان در صدر استان‌های برتر داژبال کشور هیئت‌رئیسه جبهه اصلاحات شهرستان مسجدسلیمان انتخاب شدند آیین نکوداشت شب چله به همت باشگاه کوهنوردی پارسه برگزار شد مجمع عمومی هیات والیبال خوزستان برگزار شد برگزاری نخستین جشنواره محیط‌زیستی مینی‌بسکتبال دختران در خوزستان پیام رئیس ستاد کشوری عدالت‌طلبان به خوزستان؛ تأکید بر اصلاح روندهای غیرشفاف حکمرانی

2
به قلم محسن زمان پور، دبیر حزب کارگزاران سازندگی شهرستان مسجدسلیمان

در حاشیه قدرت، در متن ماجرا

  • کد خبر : 18318
  • 01 مرداد 1404 - 11:13
در حاشیه قدرت، در متن ماجرا
در کوچه‌پس‌کوچه‌های سیاست ایران، احزاب همیشه بوده‌اند، اما نه همیشه «مرئی». شبیه آدم‌هایی که صدایشان شنیده می‌شود، اما چهره‌شان در تاریکی گم است

دیدبان پرس: محسن زمان پور؛ در کوچه‌پس‌کوچه‌های سیاست ایران، احزاب همیشه بوده‌اند، اما نه همیشه «مرئی». شبیه آدم‌هایی که صدایشان شنیده می‌شود، اما چهره‌شان در تاریکی گم است. آن‌ها گاهی شانه به شانه قدرت حرکت کرده‌اند، گاه در سایه مانده‌اند، و گاه حتی از قطار سیاست پیاده‌شان کرده‌اند. اما داستان احزاب در ایران، فقط داستان «قدرت» نیست؛ بلکه روایت پیچیده‌ای است از آرمان، حذف، بقا و بازتعریف.

سال‌ها پیش، در روزگاری که هنوز فضای سیاسی ایران رنگ رقابت به خود نگرفته بود، شکل‌گیری حزب بیشتر شبیه یک تعارف بود تا واقعیت. نهادهایی تشکیل می‌شدند با عنوان «حزب»، اما بیشتر کارکردشان توزیع قدرت بین نزدیکان نظام بود. تنها پس از انقلاب مشروطه بود که واژه «حزب» برای اولین‌بار معنایی واقعی یافت؛ آن‌هم نه با ثبات، بلکه با فراز و نشیب‌هایی گاه خونین.

پادزهر استبداد یا ابزار مشروعیت؟

در بسیاری از جوامع، حزب سیاسی ستون فقرات دموکراسی است. نهادی که هم مطالبات مردم را صورت‌بندی می‌کند، و هم مسئولیت تصمیم‌گیری را می‌پذیرد. اما در ایران، این تعریف همیشه به حاشیه رفته است. احزاب یا زود حذف شده‌اند، یا درگیر بوروکراسی‌های عقیم، یا به ابزارهای مشروعیت‌بخشی در انتخابات تبدیل شده‌اند. حزب مشارکت، کارگزاران، موتلفه، اعتماد ملی، ندای ایرانیان، و صدها تشکل دیگر، همه در همین مسیر آمدند و رفتند، گاهی پرصدا، گاهی بی‌صدا.

نکته آنجاست که در فضای سیاسی ایران، «حزب» اغلب با نوعی بدبینی تاریخی مواجه است. گویی حزب یعنی اختلاف، یعنی تجزیه، یعنی تهدید به وحدت ملی. همین نگاه باعث شده نه فقط در سطح حاکمیتی، بلکه حتی در سطح مردم نیز حزب به‌عنوان یک نهاد قابل اتکا شناخته نشود. چه بسا بسیاری از رأی‌دهندگان در ایران، هیچ‌گاه عضوی از هیچ حزبی نبوده‌اند، و حتی اسامی احزاب فعال را هم نمی‌شناسند.

بازی در زمینی که قوانینش ناپایدار است!

اگر حزبی بخواهد در ایران فعالیت کند، باید چند مسیر متقاطع را هم‌زمان طی کند: باید هم در چارچوب‌های قانونی بماند، هم مطالبات مردم را ببیند، و هم مراقب باشد خطوط قرمز نانوشته را رد نکند. این سه‌ضلعی پیچیده، باعث شده بیشتر احزاب ایرانی نه‌تنها برنامه‌محور نباشند، بلکه در لحظه تصمیم بگیرند، واکنشی رفتار کنند، و گاه فقط در ایام انتخابات از خواب بیدار شوند.

در چنین بستری، شفافیت از بین می‌رود. پاسخگویی رنگ می‌بازد. و آنچه باقی می‌ماند، نام‌هایی‌ست که گاه بیش از آنکه یک نهاد باشند، صرفاً مجموعه‌ای از افراد با سلایق مشابه‌اند.

جوانی که در حزب پیر شد

در میانه همین آشفتگی، نسل جوانی نیز بوده‌اند که وارد احزاب شده‌اند؛ با رویاهایی بزرگ، شور تحول، و امید به مشارکت مؤثر. اما بسیاری‌شان بعد از چند سال، یا دل‌زده شدند، یا بی‌اثر، یا حذف. نه به خاطر ضعف شخصی، بلکه چون ساختار حزبی در ایران، اغلب برای «ماندن» طراحی شده، نه «رشد». این، یکی از دلایل اصلی گسست میان نسل جوان و نهادهای حزبی است.

امید، راهی طولانی اما ممکن

با این‌همه، نمی‌توان نقش احزاب را انکار کرد. هرجا که فعالیت حزبی اصیل شکل گرفته—حتی محدود—نشانه‌هایی از پیشرفت هم دیده‌ایم. از گفتمان‌سازی اصلاح‌طلبان در دهه ۷۰ تا رقابت‌های نسبی در شوراهای شهر. البته نباید فراموش کرد که در نبود شفافیت، حزب می‌تواند همان‌قدر خطرناک باشد که مفید. حزبی که پاسخگو نباشد، به فساد نزدیک‌تر است تا دموکراسی.

امروز که فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی به ابزار قدرتمند گفت‌وگو تبدیل شده‌اند، شاید بتوان امید داشت که احزاب نیز از این فضا برای بازتعریف خود بهره ببرند. اگر نهاد حزبی بتواند خودش را از شکل سنتی، محفلی و نخبه‌گرایانه به نهادی اجتماعی، شفاف و مشارکت‌محور بدل کند، شاید اعتماد عمومی نیز بار دیگر بازسازی شود.

پایان باز

سیاست در ایران، هیچ‌گاه پایان ندارد؛ فقط فصل‌ها عوض می‌شوند. احزاب نیز، اگرچه هنوز در حاشیه‌اند، اما ممکن است در آینده‌ای نه‌چندان دور، به متن برگردند. به شرط آنکه باور کنند: قدرت، تنها در دست گرفتن دولت نیست؛ قدرت واقعی، ساختن اعتمادی‌ست که سال‌هاست شکسته شده.

محسن زمان پور

لینک کوتاه : https://didbanpress.ir/?p=18318

نظر دهید:

قوانین ارسال نظرات
  • نظراتی که در آنها از الفاظ زشت و رکیک استفاده شده باشد تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که به صورت اسپم و تکراری فرستاده شوند تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که جنبه تبلیغاتی و معرفی محتوای شخصی باشند و یا ربطی به موضوع پست مربوطه نداشته باشند حذف خواهند شد.
  • برای انتقادات ، درخواست ها و پیشنهادات خود از طریق فرم تماس با ما که مستقیم با پست الکترونیک سایت در ارتباط هست اقدام کنید.
  • نظرات ممکن است بدون پاسخ تایید شوند که در اینصورت باید منتظر پاسخ از سوی دیگر کاربران باشید.
  • نظرات فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • جهت ارسال نظرات ، حتما آدرس ایمیل خود را به صورت صحیح و بدون www وارد کنید.