• امروز : جمعه, ۲ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 24 July - 2026

آخرین اخبار

جاده مسجدسلیمان ـ اهواز؛ مطالبه‌ای که دیگر نباید پشت وعده‌ها بماند کلگه زرین؛ میراثی ملی که نیازمند شفافیت، نظارت مستمر و صیانت همگانی است فریدون رفیعی منجزی از ریاست جبهه اصلاحات کناره‌گیری کرد توزیع کیسه‌های پارچه‌ای نان و کیسه زباله خودرو همزمان با روز جهانی «نه به پلاستیک» کلگه روی لبه بحران؛ فرونشست جاده و فاضلاب، صدای اعتراض مردم را بلند کرد از بدرقه تا بازتعریف ثبات، وقتی یک آیین به پیام سیاسی تبدیل می‌شود بازگشت اورژانس هوایی مسجدسلیمان پس از ۱۱۸ روز توقف شکاف میان توان بالقوه و عملکرد؛ روایت افول یک سرمایه اجتماعی نکاتی در نشست جبهه اصلاحات خوزستان و استاندار محترم استان چگونه ترامپ با استفاده از رسانه، قدرت و سود کسب می کند؟ نسخه جدید کتاب‌های درسی ابتدایی در راه است درخشش نماینده مسجدسلیمان در مسابقات شطرنج قهرمانی رده‌های سنی کشور عضو شورای مرکزی اعتماد ملی خوزستان: بی‌توجهی به نخبگان و توسعه استان را در چرخه فرسایش مدیریتی و عقب ماندگی نگه داشته است گرمای خوزستان هم مانع ورزش همگانی نشد شرایط جنگی بهانه‌ای برای کم‌کاری نیست؛ مردم خوزستان نتیجه ضعف مدیریت استاندار را می‌بینند پیام تسلیت جبهه اصلاحات خوزستان در پی درگذشت ابراهیم عچرش جایگاه معلم در سایه جنگ و تورم میان شکوه رسالت و فرسایش معیشت پیام شهردار مسجدسلیمان به مناسبت هفته کارگر منتشر شد فروپاشی آتش‌بس و عواقب آن برای اروپا اقتدار ملی؛ از میدان تا میز مذاکره تقدیر ویژه از تلاشگران عرصه پاکیزگی؛ تجلیل از پاکبانان فداکار مسجدسلیمان در دوران جنگ، رمضان و ایام نوروز

5

تلاش دختر بی‌پناه برای آزادی پدر سارقش

  • کد خبر : 12683
  • 11 دسامبر 2022 - 6:03
تلاش دختر بی‌پناه برای آزادی پدر سارقش

دختر جوان می‌گوید با اینکه پدرش سارق است، می‌خواهد به او کمک کند چون هیچ پناهگاهی در زندگی ندارد.

گلناز دختری جوان است که برای پیگیری کارهای پدرش به دادگاه آمده است. پدر گلناز به جرم دزدی بازداشت شده و دخترش بیشتر از خود او نگران این وضعیت است. گلناز برای دیدبان‌پرس، از دلایل نگرانی‌ برای پدر و وضعیت زندگی‌اش می‌گوید.

*پدرت خیلی راحت با موضوع پرونده‌اش کنار آمده است، اما تو مدام گریه می‌کنی؛ چرا؟

پدرم بیمار است. او امیدی به زندگی ندارد اما من می‌دانم اگر پدرم نباشد چه بلایی سرم می‌آید.

*پدرت در حالی که بیمار است دزدی هم می‌کرده؟

چاره‌ای نداشت. پول از کجا می‌آوردیم. البته بیشتر دزدی‌ها کار دوستانش بود.

*چرا پدرت کار نمی‌کرد؟

چون مریض بود؛ پدرم بیماری قند خون دارد و چون بیماری‌اش شدید است سخت به او کار می‌دهند، ضمن اینکه چون همیشه نمی‌تواند کار کند بنابراین کار شرافتمندانه‌ای گیرش نمی‌آید.

*خیلی‌ها هستند که بیمارند اما کار می‌کنند.

من این چیزها را نمی‌دانم.

*خودت هم کار نمی‌کنی؟

نه من هم کار ندارم. با پدرم زندگی می‌کردم.

*مادرت چه شده است؟ خواهر و برادر نداری؟

مادرم وقتی من بچه بودم از پدرم طلاق گرفت. من ماندم و پدرم. پدرم به خاطر من ازدواج نکرد. من و پدرم با هم زندگی می‌کنیم.

*حالا که پدرت نیست کجا زندگی می‌کنی؟

ما یک خانه داریم، در همان خانه زندگی می‌کنم ولی خرجی ندارم.

*دنبال کار نرفتی؟

این مدت فرصت نشده است. دنبال کار پدرم بودم.

*خودت می‌گویی پدرت بیمار است و ممکن است فوت کند، به تنهاییِ بعد از پدرت فکر نکرده‌ای؟

خیلی فکر کردم. برای همین هم تلاش می‌کنم که او را زنده نگه دارم. اگر پدرم فوت کند من آواره می‌شوم.

*می‌دانی ممکن است مجازات سنگینی برای پدرت در نظر بگیرند؟

بله می‌دانم. امیدوارم به من رحم کنند و این کار را نکنند.

*سعی کرده‌ای از شاکیان پدرت رضایت بگیری؟

خیلی سعی کردم هنوز موفق نشده‌ام. آنها پول‌شان را می‌خواهند، من نمی‌دانم چطور باید این پول را بپردازم.

*فامیلی داری که کمک کند؟

یک عمو دارم که معتاد است. خیلی از تنهایی و آوارگی می‌ترسم.

 

لینک کوتاه : https://didbanpress.ir/?p=12683

برچسب ها

نظر دهید:

قوانین ارسال نظرات
  • نظراتی که در آنها از الفاظ زشت و رکیک استفاده شده باشد تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که به صورت اسپم و تکراری فرستاده شوند تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که جنبه تبلیغاتی و معرفی محتوای شخصی باشند و یا ربطی به موضوع پست مربوطه نداشته باشند حذف خواهند شد.
  • برای انتقادات ، درخواست ها و پیشنهادات خود از طریق فرم تماس با ما که مستقیم با پست الکترونیک سایت در ارتباط هست اقدام کنید.
  • نظرات ممکن است بدون پاسخ تایید شوند که در اینصورت باید منتظر پاسخ از سوی دیگر کاربران باشید.
  • نظرات فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • جهت ارسال نظرات ، حتما آدرس ایمیل خود را به صورت صحیح و بدون www وارد کنید.