• امروز : جمعه, ۲ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 24 July - 2026

آخرین اخبار

جاده مسجدسلیمان ـ اهواز؛ مطالبه‌ای که دیگر نباید پشت وعده‌ها بماند کلگه زرین؛ میراثی ملی که نیازمند شفافیت، نظارت مستمر و صیانت همگانی است فریدون رفیعی منجزی از ریاست جبهه اصلاحات کناره‌گیری کرد ادعای نیویورک‌پست: حمله ایران در اردن «ابر قارچی» ایجاد کرد توزیع کیسه‌های پارچه‌ای نان و کیسه زباله خودرو همزمان با روز جهانی «نه به پلاستیک» کلگه روی لبه بحران؛ فرونشست جاده و فاضلاب، صدای اعتراض مردم را بلند کرد از بدرقه تا بازتعریف ثبات، وقتی یک آیین به پیام سیاسی تبدیل می‌شود بازگشت اورژانس هوایی مسجدسلیمان پس از ۱۱۸ روز توقف شکاف میان توان بالقوه و عملکرد؛ روایت افول یک سرمایه اجتماعی نکاتی در نشست جبهه اصلاحات خوزستان و استاندار محترم استان چگونه ترامپ با استفاده از رسانه، قدرت و سود کسب می کند؟ نسخه جدید کتاب‌های درسی ابتدایی در راه است درخشش نماینده مسجدسلیمان در مسابقات شطرنج قهرمانی رده‌های سنی کشور عضو شورای مرکزی اعتماد ملی خوزستان: بی‌توجهی به نخبگان و توسعه استان را در چرخه فرسایش مدیریتی و عقب ماندگی نگه داشته است گرمای خوزستان هم مانع ورزش همگانی نشد شرایط جنگی بهانه‌ای برای کم‌کاری نیست؛ مردم خوزستان نتیجه ضعف مدیریت استاندار را می‌بینند پیام تسلیت جبهه اصلاحات خوزستان در پی درگذشت ابراهیم عچرش جایگاه معلم در سایه جنگ و تورم میان شکوه رسالت و فرسایش معیشت پیام شهردار مسجدسلیمان به مناسبت هفته کارگر منتشر شد فروپاشی آتش‌بس و عواقب آن برای اروپا اقتدار ملی؛ از میدان تا میز مذاکره

3

نئومحافظه‌کاری چیست؟

  • کد خبر : 16266
  • 25 مارس 2023 - 14:22
نئومحافظه‌کاری چیست؟

محافظه‌کاری جدید (Neo-Conservatism) عبارت است از جنبش سیاسی و روشنفکرانۀ طرفدار محافظه‌کاری اجتماعی، اقتصادی و سیاسی که در دهۀ ۱۹۵۰ در آمریکا برای مقابله با لیبرالیسم ایجاد شد.

محافظه‌کاران جدید آمریکا در دهۀ ۱۹۶۰ به عنوان یک جناح منشعب از حزب دموکرات این کشور شروع به فعالیت کردند و طی دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ و ۱۹۸۰ میلادی در دل حزب جمهوری‌خواه آمریکا رشد کردند و به مناصب بالا رسیدند.

نئومحافظه‌کاران در بین فیلسوفان کلاسیک، عمدتا تحت تاثیر توماس هابز و ماکیاولی هستند و در بین فیلسوفان معاصر بیش از همه متاثر از لئو اشتراوس هستند. البته بسیاری در اینکه اشتراوس پدر فکری نئومحافظه‌کاران آمریکایی باشد، تردید دارند چراکه اشتراوس اهل پرداختن به مسائل روز نبود، ولی برخی از شاگردان او معلم برخی از نئومحافظه‌کاران بودند.

به هر حال محافظه‌کاران جدید در سال ۲۰۰۰ میلادی، زمام وزارت خارجه و وزارت دفاع دولت ایالات متحدۀ آمریکا را به دست گرفتند و علاوه بر این، جورج دبلیو بوش و دیک چنی را هم به عنوان رئیس جمهور و معاون رئیس جمهور، در راس ساختار سیاسی آمریکا داشتند.

محافظه‌کاران جدید بر اهمیت رژیم سیاسی دموکراتیک، مخالفت با کمونیسم، لیبرالیزاسیون اجتماعی، کاهش خصوصی‌سازی، ستایش شبه دینی ارزش‌های آمریکایی، حمایت از اسرائیل، تضمین هژمونی آمریکا بر جهان و مخالفت با جباریت تاکید می‌کنند.

در واقع آن‌ها منتقد لیبرالیسم آمریکایی‌اند و به همین دلیل با حزب دموکرات آمریکا مشکل پیدا کردند ولی این به این معنا نیست که به کلی مخالف  لیبرالیسم‌ اند. همچنین محافظه‌کاری آن‌ها با  محافظه‌کاری کلاسیک  افرادی نظیر ادموند برک تفاوت دارد. به همین دلیل محافظه‌کار جدید خوانده می‌شوند و با محافظه‌کاران بریتانیایی نیز تفاوت دارند.

جریان  راست نو  در پنج دهۀ اخیر در جهان غرب، محل تلاقی نئولیبرالیسم و نئومحافظه‌کاری بوده است. یعنی دو گرایشی که ملاحظات خاص خودشان را نسبت به لیبرال‌دموکراسی دارند. در واقع لیبرال‌دموکراسی از زمان ظهور ریگان و تاچر تا حدی تعدیل شد و این روند با ظهور جرج دبلیو بوش و دیک چنی و سایر نئومحافظه‌کاران به شکل دیگری دنبال شد.

سیاست خارجی تهاجمی، محافظه‌کاران جدید را از محافظه‌کاران کلاسیک متمایز می‌کند. از این حیث، نئومحافظه‌کاران حتی نسبت به نئولیبرال‌ها نیز سیاست خارجی تهاجمی‌تری داشته‌اند چراکه اعتقاد به کاربرد زور در مواجهه با رژیم‌های غیردموکراتیک، نزد نئومحافظه‌کاران بیش از نئولیبرال‌ها است.

همچنین نئومحافظه‌کاران بیش از نئولیبرال‌ها بر دفاع از ارزش‌های سنتی مربوط به خانواده و مسائل جنسی، پافشاری می‌کنند. مثلا مخالفت نئومحافظه‌کاران با ازدواج همجنسگرایان یا سقط جنین، آشکارتر از مخالفت نئولیبرال‌ها با این امور است.

با این حال در این نکته تردیدی نیست که مرزهای نئومحافظه‌کاری و نئولیبرالیسم تا حد زیادی در هم رفته‌اند. ولی یکی از تفاوت‌های اساسی این دو جریان سیاسی-اجتماعی، قطعا این است که نئولیبرال‌ها موافق خصوصی‌سازی حداکثری‌اند اما نئومحافظه‌کاران لزوما چنین دیدگاهی ندارند.

محافظه‌کاران مدافع  “سیاست متکی به قدرت”  هستند نه  “سیاست مبتنی بر گفت‌وگو و اقناع” . آن‌ها صراحت اخلاقی را به ظرافت دیپلماتیک و رویارویی را به تعقیب آرام منافع ترجیح می‌دهند.

محافظه‌کاران جدید همچنین به نهادهای بین‌المللی‌ای مثل سازمان ملل متحد بدبین‌اند چراکه معتقدند این سازمان قدرت و نفوذ آمریکا را محدود می‌کند. بنابراین ترجیح می‌دهند به جای تکیه بر متحدان قدیمی، بر فرصت‌ها و تهدیدهای جدید تاکید کنند.

حادثۀ ۱۱ سپتامبر، نفوذ محافظه‌کاران جدید را در آمریکا و جهان به مراتب بیشتر کرد و راه را باز کرد تا آن‌ها ایدۀ تغییر جهان از طریق جنگ را تا حدی بیازمایند.

به نظر محافظه‌کاران جدید، برای آیندۀ جهان انتخاب‌های متعددی وجود ندارد. یعنی یا برتری آمریکا را باید پذیرفت یا وحشت و بی‌نظمی را. به همین دلیل محافظه‌کاران جدید به شدت با جهان چندقطبی مخالف‌اند چراکه معتقدند قطب‌های بالقوه‌ای مثل چین و روسیه، سرشت توتالیتر یا اتوریتر دارند و در مجموع در مسیر سیه‌روزی بشریت حرکت می‌کنند.

از نظر محافظه‌کاران جدید، ملت آمریکا ملتی استثنایی است و رهبری خیراندیشانۀ جهان را بر عهده دارد و باید برای براندازی رژیم‌های شر از جهان، برتری و توان تسلیحاتی خود را حفظ و تقویت کند.

عبارت “محافظه‌کاری جدید” در واقع در اشاره به محافظه‌کارانی در جامعۀ آمریکا به کار می‌رود که از نیمۀ دوم قرن بیستم به این سو، وارد تالار تاریخ شده‌اند. ابتدا چپ‌گرایان واژۀ “جدید” را برای تحقیر این گروه به کار می‌بردند، ولی عملا این واژه، آن‌ها را از محافظه‌کاران واقعی متمایز کرد.

بنابراین در مجموع باید گفت نئومحافظه‌کاری یا محافظه‌کاری جدید، پدیده‌ای آمریکایی است و وصف مناسبی برای محافظه‌کاران اروپایی نیست.

نکتۀ نهایی اینکه، همان طور که مرزهای نئومحافظه‌کاری و نئولیبرالیسم تا حد زیادی مخدوش شده‌اند، مرزهای نئومحافظه‌کاری و راست‌گرایی افراطی (یا نئوفاشیسم) نیز در اثر ظهور ترامپ پس از جرج دبلیو بوش (به عنوان دو رئیس جمهور برآمده از حزب جمهوری‌خواه) نیز تا حدی مخدوش شده‌اند.

شاید مهم‌ترین تفاوت بوش به عنوان یک نئومحافظه‌کار و ترامپ به عنوان یک راستگرای افراطی (یا نئوفاشیست)، پای‌بندی بوش به منافع آمریکا باشد. در حالی که ترامپ منافع خودش را مهم‌تر از منافع آمریکا می‌دید. دلیل این تفاوت هم احتمالا چیزی جز این نیست که بوش پسر از دل ساختار سیاسی ایالات متحده به مقام ریاست جمهوری رسیده بود ولی ترامپ از خارج آن ساختار به ریاست جمهوری رسید.  

به همین دلیل دیک چنی به عنوان یکی از مهم‌ترین چهره‌های سیاسی محافظه‌کاری جدید در آمریکا، ترامپ را بزرگترین تهدید علیه آمریکا دانسته است.

دیک چنی با اشاره به حمله به ساختمان کنگرۀ آمریکا در تاریخ ۶ ژانویه ۲۰۲۱، پس از اعلام شکست ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری، گفت: «در انتخابات ۲۰۲۰، آمریکایی‌ها ترامپ را رد کردند اما او سعی داشت انتخابات را با خشونت و دروغ زیر سوال ببرد. در تاریخ ۲۳۶ ساله ایالات متحده تاکنون، هیچ خطری بزرگتر از دونالد ترامپ برای مردم این کشور وجود نداشته است.»

لینک کوتاه : https://didbanpress.ir/?p=16266

نظر دهید:

قوانین ارسال نظرات
  • نظراتی که در آنها از الفاظ زشت و رکیک استفاده شده باشد تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که به صورت اسپم و تکراری فرستاده شوند تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که جنبه تبلیغاتی و معرفی محتوای شخصی باشند و یا ربطی به موضوع پست مربوطه نداشته باشند حذف خواهند شد.
  • برای انتقادات ، درخواست ها و پیشنهادات خود از طریق فرم تماس با ما که مستقیم با پست الکترونیک سایت در ارتباط هست اقدام کنید.
  • نظرات ممکن است بدون پاسخ تایید شوند که در اینصورت باید منتظر پاسخ از سوی دیگر کاربران باشید.
  • نظرات فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • جهت ارسال نظرات ، حتما آدرس ایمیل خود را به صورت صحیح و بدون www وارد کنید.