• امروز : جمعه, ۲ مرداد , ۱۴۰۵
  • برابر با : Friday - 24 July - 2026

آخرین اخبار

جاده مسجدسلیمان ـ اهواز؛ مطالبه‌ای که دیگر نباید پشت وعده‌ها بماند کلگه زرین؛ میراثی ملی که نیازمند شفافیت، نظارت مستمر و صیانت همگانی است فریدون رفیعی منجزی از ریاست جبهه اصلاحات کناره‌گیری کرد استخدام نیروهای غیر رسمی ادعای نیویورک‌پست: حمله ایران در اردن «ابر قارچی» ایجاد کرد توزیع کیسه‌های پارچه‌ای نان و کیسه زباله خودرو همزمان با روز جهانی «نه به پلاستیک» کلگه روی لبه بحران؛ فرونشست جاده و فاضلاب، صدای اعتراض مردم را بلند کرد از بدرقه تا بازتعریف ثبات، وقتی یک آیین به پیام سیاسی تبدیل می‌شود بازگشت اورژانس هوایی مسجدسلیمان پس از ۱۱۸ روز توقف شکاف میان توان بالقوه و عملکرد؛ روایت افول یک سرمایه اجتماعی نکاتی در نشست جبهه اصلاحات خوزستان و استاندار محترم استان چگونه ترامپ با استفاده از رسانه، قدرت و سود کسب می کند؟ نسخه جدید کتاب‌های درسی ابتدایی در راه است درخشش نماینده مسجدسلیمان در مسابقات شطرنج قهرمانی رده‌های سنی کشور عضو شورای مرکزی اعتماد ملی خوزستان: بی‌توجهی به نخبگان و توسعه استان را در چرخه فرسایش مدیریتی و عقب ماندگی نگه داشته است گرمای خوزستان هم مانع ورزش همگانی نشد شرایط جنگی بهانه‌ای برای کم‌کاری نیست؛ مردم خوزستان نتیجه ضعف مدیریت استاندار را می‌بینند پیام تسلیت جبهه اصلاحات خوزستان در پی درگذشت ابراهیم عچرش جایگاه معلم در سایه جنگ و تورم میان شکوه رسالت و فرسایش معیشت پیام شهردار مسجدسلیمان به مناسبت هفته کارگر منتشر شد فروپاشی آتش‌بس و عواقب آن برای اروپا

3

سرقت برای رسیدن به عشق ۱۵سالگی

  • کد خبر : 11888
  • 21 نوامبر 2022 - 6:05

جوان متهم به سرقت ادعا می‌کند برای ازدواج با دختر مورد علاقه‌اش چاره‌ای جز دزدی کردن نداشت.

آرمان جوانی ۲۰ساله است. او به جرم گوشی‌قاپی بازداشت شده است. آرمان می‌گوید برای رسیدن به عشقی که از ۱۵سالگی دچارش بوده دست به جرم زده است. این جوان برای دیدبان‌پرس از روزهای عاشقی تا روزهای سرقت می‌گوید.

*سابقه داری؟

نه هیچ سابقه‌ای ندارم.

*اما در پرونده‌ات آمده یک بار بازداشت شده‌ای.

آن بازداشت به خاطر ثریا بود. در پارک ما را گرفتند.

*ثریا کیست؟

دختری که از ۱۵سالگی عاشقش شدم و حالا هم به خاطر او اینجا هستم.

*یعنی ثریا خواست دزدی کنی؟

نه. اما برای اینکه به او برسم و بتوانم ازدواج کنم چنین کاری کردم.

*ولی می‌دانی که دختران به کسی که مرتکب جرم می‌شود اعتماد نمی‌کنند.

من چاره‌ای نداشتم.

*چرا چاره‌ای نداشتی؟

کار نبود، خیلی گشتم ولی کار پیدا نکردم.

*خانواده داری؟

بله، یک خواهر دارم و با پدر و مادرم هستم.

*چرا از آنها کمک نگرفتی؟

پدرم کارگر است، او به زور خرج زندگی را تامین می‌کند من چطور از او توقع کمک داشته باشم؟ ما در یک خانه ۴۰متری که به‌ تازگی پدرم خریده زندگی می‌کنیم.

*ثریا شرایط تو را می‌داند؟

بله، می‌داند.

*قبول کرده؟

گفته با من می‌ماند البته اگر پدر و مادرش بگذارند. آنها مخالف هستند.

*خودت می‌دانی مرتکب جرم شده‌ای و ممکن است چند سال زندان بمانی؟

اگر موفق می‌شدم چند سال در زندگی جلو بودم.

*مگر چقدر از موبایل‌قاپی پول درمی‌آوردی؟

موبایل گران شده، به هر حال پول خوبی به دست می‌آوردم.

*خانواده‌ات چه نظری دارند؟

پدرم که اصلاً با من حرف نمی‌زند، مادر و خواهرم دنبال رضایت گرفتن هستند.

*خواهرت از تو بزرگ‌تر است؟

نه، او یک سال از من کوچک‌تر است اما منشی یک پزشک است و کار می‌کند. او کمک‌خرج خانواده‌ام است.

*آن‌وقت تو دزدی می‌کردی؟

پشیمانم، اشتباه کردم.

 

لینک کوتاه : https://didbanpress.ir/?p=11888

نظر دهید:

قوانین ارسال نظرات
  • نظراتی که در آنها از الفاظ زشت و رکیک استفاده شده باشد تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که به صورت اسپم و تکراری فرستاده شوند تایید نخواهند شد.
  • نظراتی که جنبه تبلیغاتی و معرفی محتوای شخصی باشند و یا ربطی به موضوع پست مربوطه نداشته باشند حذف خواهند شد.
  • برای انتقادات ، درخواست ها و پیشنهادات خود از طریق فرم تماس با ما که مستقیم با پست الکترونیک سایت در ارتباط هست اقدام کنید.
  • نظرات ممکن است بدون پاسخ تایید شوند که در اینصورت باید منتظر پاسخ از سوی دیگر کاربران باشید.
  • نظرات فینگلیش تایید نخواهند شد.
  • جهت ارسال نظرات ، حتما آدرس ایمیل خود را به صورت صحیح و بدون www وارد کنید.