دیدبان پرس //بیمارستان کودکان، بهعنوان یکی از حساسترین مراکز درمانی، روزانه میزبان نوزادان و کودکانیست که با بیماریهای پیچیده و گاه بحرانی دستوپنجه نرم میکنند. در چنین فضایی، حضور دانشجویان کمتجربه در فرآیند درمان، اگرچه با هدف آموزش و ارتقاء علمی صورت میگیرد، اما در عمل میتواند سلامت بیماران را با خطراتی جدی مواجه سازد.
در مواردی مشاهده شده است که دانشجویان بدون نظارت کافی، در روند تشخیص، تزریق دارو یا ارزیابی علائم مشارکت دارند. این رفتارها، که گاه با نوعی «ادای حرفهای بودن» همراه است، نهتنها اعتماد خانوادهها را خدشهدار میکند، بلکه ممکن است پیامدهایی جبرانناپذیر برای کودکان بههمراه داشته باشد. از تزریق اشتباه دارو تا تأخیر در تشخیص بیماریهای حاد، نمونههایی هستند که در بخشهای مختلف بیمارستانها گزارش شدهاند.
یکی از تجربههای تلخ نگارنده این یادداشت، مراجعه برای درمان کودک خردسالش به بیمارستان ابوذر اهواز بود؛ جایی که بهدلیل جایگذاری نادرست آنژیوکت توسط فردی کمتجربه، مایع سرم زیر پوست کودک سهسالهاش رفت و ناچار بود ساعتها شاهد درد کشیدن فرزندش باشد. این تجربه شخصی، پرسشی جدی را پیشرویم گذاشت: آیا آموزش بالینی باید به قیمت درد کودک تمام شود؟
پاسخ به این پرسش، نیازمند بازنگری در شیوههای آموزش بالینی و تعامل با خانوادههاست. نخست آنکه لازم است نقش دانشجویان در فرآیند درمان بهصورت شفاف برای والدین تشریح شود تا آنان با آگاهی و آرامش بیشتری فرزند خود را به تیم درمانی بسپارند. همچنین، نظارت مستمر و دقیق بر عملکرد دانشجویان باید بهعنوان یک اصل غیرقابلچشمپوشی در بیمارستانهای آموزشی مورد توجه قرار گیرد. نمیتوان انتظار داشت که دانشجویان، بدون هدایت و کنترل حرفهای، در شرایط بحرانی تصمیمات درستی اتخاذ کنند.
از سوی دیگر، آموزشهای اخلاق حرفهای و مهارتهای ارتباطی باید پیش از ورود دانشجویان به فضای درمانی تقویت شود. آشنایی با حساسیتهای روانی خانوادهها، درک موقعیتهای بحرانی و رعایت اصول رفتاری، بخشی از مسئولیتپذیری حرفهایست که نباید بهدلیل کمتجربگی نادیده گرفته شود.
در نهایت، باید به این اصل پایبند بود که بیمارستان کودکان، محل آزمون و خطا نیست. جان کودک، ارزشمندتر از هر تجربه آموزشیست و آموزش بالینی، اگر بهدرستی طراحی و اجرا نشود، میتواند بهجای ارتقاء دانش، به تضعیف اعتماد عمومی و آسیب به سلامت جامعه منجر شود.
