دیدبان پرس، مسیر توسعه در خوزستان همواره سنگلاخ بوده و هست؛ نه فقط بهدلیل کمبود بودجه و امکانات، بلکه بیش از هر چیز بهخاطر یک آسیب فرهنگی مزمن: عادت به فراموشی زحمات گذشته و شکستن حرمت پیشکسوتان. حواشی ایجادشده پیرامون نشست اخیر کارشناسان شمال خوزستان با استاندار، تصویری دقیق از همین واقعیت تلخ است.
بانی این نشست، مهندس ملکمحمد مکوندی بود؛ نامی آشنا برای فعالان سیاسی استان. او از چهرههای شناختهشده قوم بختیاری و جریان اصلاحات است که همواره کوشیده در میانه بایستد، از تندروی پرهیز کند و سیاستورزی را با عقلانیت پیش ببرد. بسیاری او را با شور انتخاباتی، توان جمعکردن نیروهای اصلاحطلب و عملگرا و ایجاد تحرک در فضای سیاسی و اجتماعی استان میشناسند؛ نقشی که رد پای آن در سالهای مختلف بهروشنی قابل مشاهده است.
بدیهی است هیچ فعال سیاسی و اجتماعی نیست که همه از او راضی باشند یا مسیرش خالی از فراز و نشیب باشد. مهندس مکوندی نیز از این قاعده مستثنا نیست و طبیعتاً نقدهایی به عملکرد او وارد است. اما آنچه حتی منتقدانش نیز بر آن اتفاق نظر دارند، توانایی او در ایجاد همگرایی، عبور از بنبستها و کنار هم نشاندن نیروهای کاربلد برای یک هدف مشترک است؛ کسی که از اعتبار شخصی خود برای حل مسائل عمومی هزینه میکند.
دفاع از جایگاه یک پیشکسوت، بهمعنای تأیید بیچونوچرای همه دیدگاهها یا مواضع او نیست. اختلاف نظر و تفاوت سلیقه در سیاست امری طبیعی است. مسئله اما، مرز میان نقد منصفانه و تخریب بیرحمانه است؛ مرزی که متأسفانه در واکنشها به این نشست بهکلی نادیده گرفته شد.
در شرایطی که خوزستان بیش از هر زمان دیگری به همفکری، آرامش و گفتوگوی کارشناسی نیاز دارد، مکوندی اعتبار خود را به میدان آورد تا دلسوزان شمال استان بتوانند مطالباتشان را بیواسطه با استاندار در میان بگذارند. پاسخ این تلاش اما، موجی از تخریبهای سازمانیافته در فضای مجازی بود؛ گویی عدهای نگراناند که مبادا صدای عقلانیت و کارشناسی جایگزین هیاهوهای بیحاصل شود.
امروز دفاع از ملکمحمد مکوندی، دفاع از یک فرد خاص نیست؛ دفاع از اخلاق سیاسی است. نباید اجازه داد پیشکسوتانی که جوانی خود را صرف فعالیتهای اجتماعی و سیاسی کردهاند، قربانی بازی کسانی شوند که هنرشان به تخریب و پروژهگیریهای سفارشی محدود شده است. خوزستان برای آباد شدن، بیش از جنجال و هیاهو، به آرامش، تجربه و خرد امثال مکوندی نیاز دارد.
