دیدبان پرس: در چند سال اخیر در مسجدسلیمان، پدیدهای تکرارشونده به منبعی از خشم و رنج مردم تبدیل شده است: از سحرگاهان، کوچهها و خیابانها با ساز و نقاره و اعلام بلند از فوت یک شهروند بیدار میشوند. در ظاهر کار، نیت اعلام و اطلاعرسانی است؛ اما در عمل این روشِ اجرا — با صدای بلند و در ساعات غیرمعمول — حق ابتدایی بسیاری از شهروندان برای داشتن سکوت و آرامش را نقض میکند.
اینکه خانوادهای دوست دارد خبر از دست رفتن عزیزش را به دیگران برساند، امری انسانی و قابل احترام است. اما آیا لازم است این اطلاعرسانی در ساعتهایی باشد که بیماران، سالمندان، شیفتکاران و کودکان را از خواب بیدار میکند؟ آیا لازم است کوچه و خیابانها به صحنهای از آشفتگی و بر هم خوردن آسایش تبدیل شود؟ پاسخ روشن است: خیر.
ما شاهدیم که این شیوه اطلاعرسانی، بیش از آنکه تسلیبخش باشد، باعث ناراحتی و تنش میشود. بسیاری از شهروندان از اضطراب ناشی از بیدار شدن ناگهانی، اختلال در چرخهی خواب، و افزایش استرسهای روزانه شکایت دارند. بیمارانی که نیاز به استراحت دارند، کسانی که برای معالجه یا کار صبحگاهی خود را آماده میکنند، یا دانشآموزانی که باید سر کلاس حاضر شوند — همه از این وضعیت آسیب میبینند. همچنین باید این حقیقت را پذیرفت که روشهای دیگری برای اطلاعرسانی وجود دارد که کمتر مخرب و آزاردهندهاند: تماسهای تلفنی، پیامرسانی گروهی، اعلام در مساجد و حسینیهها در زمان مناسب، یا اعلامیههای رسمی و محدود در فضاهای عمومی با رعایت ساعت و سطح صدا.
مسئولیت ساماندهی و حفظ حقوق شهروندی بر عهدهی نهادهای محلی است. فرمانداری، شهرداری، نیروی انتظامی و دستگاههای متولی باید سازوکاری تعریف کنند که ضمن احترام به سوگ و اندوه خانوادهها، حق دیگران برای آرامش نیز رعایت شود. این سازوکار میتواند شامل تعیین محدودهی زمانی و مکانی برای اعلام عمومی فوت، محدودیت در استفاده از ابزارهای صوتی در معابر عمومی، و اطلاعرسانی مدنی و فرهنگی دربارهی شیوههای محترمانهتر اعلام خبر باشد.
نکتهی قابل تأمل این است که در دوران پاندمی، مردم ما توانستند با متانت و احترام، عزیزانشان را بدون بههمزدن آرامش عمومی بدرقه کنند؛ آیینها و سنتها پابرجا ماندند اما روشهای اجرا تغییر کرد. پس تغییر امروز نیز ممکن و ضروری است — نه به عنوان تحقیر سنتها، بلکه بهعنوان محافظت از کرامت همهی شهروندان.
این یادداشت نهفقط نالهای از جنس شکایت، بلکه فریادی برای احقاق حق عمومی است: حق سکوت، حق استراحت، حق داشتن شهری با نظم و احترام متقابل. بیایید شیوههایی را جایگزین کنیم که هم سوگ را محترم بشمارند و هم آسایش شهر را پاس دارند.
مسئولان شهرستان، بهویژه فرمانداری و شهرداری، فرصت دارید پیش از آنکه این مشکلی جزئی به تنشی گسترده بدل شود، قانونی منطقی و فرهنگی آموزشی برای اعلام فوت وضع و اجرا کنید. مردم مسجدسلیمان مستحق شهری هستند که همدل و مصون از آزار باشد — حتی در غم.
محسن زمانپور، فعال سیاسی و اجتماعی

درود بر شما و موضوع و قلمتان
هیچ جای دنیا ساعت ۷.۳۰ صبح ده تا بلندگو با صدای بلند نمیان بگن فلانی فوت کرده
ما بختیاریا درسته مراسمات برامون مهم هست
اما این نقاره چی ها و بلندگو ب دستان ی جوری شوک میدن انگار هنره بیشتر باید برخورد کزد تا روش درست رو یاد بگیرن تا اینمه جاااااااارچی بازی در بیارن
رسم و رسومات این چنین نبوده
رقابت های فیک یه سری مداح قرون وسطایی ک خود رو همرده شجریان میدونن و اساتید و ب قول خودشون سر استاد ها 😉 این رو راه اندازی کرده