دیدبان پرس، کیانوش بتواز,چهار نفر از اعضای یک خانواده جان باختهاند؛ پدر، مادر و دو فرزند. چهار زندگی، چهار دنیا، چهار آینده که دیگر وجود ندارند. خانوادهای که دیگر قرار نیست دور هم جمع شود، صدای خنده فرزندانش را بشنود یا برای فردا برنامهای داشته باشد.
و ما ماندهایم و یک سؤال تکراری، تلخ و عصبانیکننده:
تا کِی؟!
تا کِی باید خبر تصادفهای مرگبار در جاده مسجدسلیمان به اهواز را بخوانیم، عزادار شویم، پیام تسلیت ببینیم و بعد، همهچیز را به دست فراموشی بسپاریم؟
تا کِی قرار است مردم این منطقه هزینه سالها بلاتکلیفی در زیرساختهای حیاتی را با جان خود بپردازند؟
تا کِی باید از جاده میانبُر مسجدسلیمان ـ اهواز حرف بزنیم، وعده بشنویم، خبر پیگیری بخوانیم و همچنان منتظر بمانیم؟
واقعاً این همه سال حرف و حدیث، جلسه، مکاتبه و وعده، چه زمانی قرار است به نتیجهای ملموس در زندگی مردم تبدیل شود؟
مگر جان مردم مسجدسلیمان و شهرهای اطراف، کمارزشتر از مردم سایر نقاط کشور است؟ مگر امنیت در رفتوآمد، امتیازی ویژه است که باید برای به دست آوردنش سالها منتظر ماند؟
بیایید تعارف را کنار بگذاریم.
مردم از شنیدن واژههایی مثل «در دست پیگیری است»، «اعتبارات در حال تأمین است» و «موضوع در دستور کار قرار دارد» خسته شدهاند. این عبارتها وقتی با نتیجه روشن و زمانبندی مشخص همراه نباشند، دیگر تسکیندهنده نیستند؛ فقط بر خشم و بیاعتمادی مردم اضافه میکنند.
مسئولیت با انتشار پیام تسلیت تمام نمیشود.
مسئولیت یعنی پیش از آنکه خانوادهای دیگر داغدار شود، برای ایمنی جاده اقدام کنیم. یعنی درباره پروژههای معطلمانده شفاف حرف بزنیم. یعنی زمانبندی ارائه کنیم، گزارش عملکرد بدهیم و اگر کوتاهی یا تأخیری وجود داشته، پاسخگو باشیم.
از مسئولان وزارت راه و شهرسازی، استانداری خوزستان، دستگاههای متولی راه، نماینده مردم در مجلس و همه کسانی که در این حوزه مسئولیت یا اختیار دارند، باید صریح پرسید:
جاده میانبُر مسجدسلیمان ـ اهواز دقیقاً کجای مسیر اجراست؟ چه موانعی دارد؟ چه کسی مسئول رفع این موانع است؟ و مردم چه زمانی میتوانند انتظار نتیجهای واقعی داشته باشند؟
این پرسشها نه سیاسیاند، نه زیادهخواهی و نه بیاحترامی به مسئولان. اینها حداقل حقوق مردمی است که سالهاست منتظرند درباره یکی از ابتداییترین نیازهای زندگیشان پاسخ روشن بشنوند.
البته علت فنی این حادثه باید از سوی کارشناسان مشخص شود و نمیتوان بدون مستندات، مسئولیت مستقیم یک تصادف را متوجه شخص یا دستگاه خاصی دانست؛ اما این ملاحظه، هیچ توجیهی برای سکوت در برابر مطالبه ایمنی جادهها و ضرورت پاسخگویی عمومی نیست.
چهار انسان دیگر به خانه برنمیگردند. هیچ مسئولی، هیچ نمایندهای و هیچ مدیری نمیتواند این فقدان را جبران کند. اما همه کسانی که مسئولیت دارند، موظفاند نشان دهند برای جلوگیری از تکرار چنین فجایعی چه کردهاند و چه خواهند کرد.
مردم دیگر وعده نمیخواهند؛ برنامه میخواهند. دیگر توضیح مبهم نمیخواهند؛ پاسخ روشن میخواهند. دیگر تسلیتِ پس از فاجعه کافی نیست؛ اقدام پیش از فاجعه میخواهند.
اگر قرار است پس از هر حادثه، چند روزی همه متأثر شوند و بعد دوباره زندگی عادی و وعدههای معمول ادامه پیدا کند، پس چه زمانی قرار است این چرخه شکسته شود؟
مسجدسلیمان و مردم این منطقه حق دارند بدانند چرا باید همچنان نگران یکی از ابتداییترین نیازهای زندگی خود باشند: اینکه از جاده عبور کنند و سالم به خانه برگردند.
این نوشته برای بهرهبرداری سیاسی نیست؛ برای فراموش نکردن است. برای خانوادهای است که دیگر صدای چهار نفر از عزیزانش را نخواهد شنید. برای مردمی است که نمیخواهند حادثه بعدی، دوباره به تیتر خبرها و چند پیام تسلیت محدود شود.
جان مردم، موضوعی برای وعده دادن نیست. امنیت جاده، لطف مسئولان نیست. و پاسخگویی، امتیازی نیست که هر وقت خواستند به مردم بدهند.
این بار باید پاسخ خواست؛ علنی، مستند و تا رسیدن به نتیجه.
با احترام به جانباختگان و خانواده داغدارشان؛ اما با اعتراض صریح به تداوم بلاتکلیفی و هرگونه کوتاهی احتمالی در انجام مسئولیتها.
۲۹ مهر ۱۴۰۵
